یک لحظه بهار می خواهم

 

یک قطره نور

یک جرعه آفتاب

یک بغل خاطره

از دور دستهای دور

یک نفس عطر گل یاس

یک سبد اقاقیا

یک لحظه پرواز می خواهم

آرام 

در پهنه بیکران خاطرات دور

نزدیک 

نزدیک تر 

به افق

یک بغل آرامش 

تو را می خواهم

رد پای عبورت را 

از پس پنجره انتظار

گرمای حضورت را

هرم نگاه عاشقت

که آتشی دوباره در دلم بپا کند 

شانزده سالگی ام را 

می خواهم 

و تو را 

و باز تو را می خواهم 

که زیباترین خاطرات همه آن روزگاران 

در تو 

تنها در تو خلاصه شده است...

 

24/11/1390

مهرویلا.کرج